جستجو در قران |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
بررسی تحريف مربوط به « زن در قرآن »
بنام خدا
بعنوان مقدمه ، مقاله « زن در قران » را در وبلاگ بصير بخوانيد .
- آيات زير با ترجمه ايت الله مکارم شيرازی را با هم بخوانيم :
|
آيات |
ترجمه آيات (مکارم ) |
|
بقره : ۲۲۲-۲۲۳
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ( 222) |
و از تو، در باره خون حيض سؤال مىكنند، بگو: «چيز زيانبار و آلودهاى است( آن رنجى است (براى زنان)) ؛ از اينرو در حالت قاعدگى، از آنان كنارهگيرى كنيد! و با آنها نزديكى ننمايد، تا پاك شوند! و هنگامى كه پاك شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد! خداوند، توبهكنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد. زنان شما، محل بذرافشانى ( کشتزار ) شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد ( پس براى كشت فرزند صالح) بدانها نزديك شويد هرگاه (مباشرت آنان) خواهيد ، مىتوانيد با آنها آميزش كنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح ) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد كرد و به مؤمنان، بشارت ده! |
|
نساء : ۳۴ الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللّهُ وَ اللاّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيرًا(34) |
مردان بر زنان تسلط دارند و از آن جهت كه از مال خود نفقه مىدهند، پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مىدارند. و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است. |
| نساء : ۱۵-۱۶
|
و از زنان شما كسانى كه مرتكب عملى شنيع - زنا - شوند ، عليه آنان چهار شاهد بگيريد ، پس اگر شهود شهادت دادند بايد ايشان را در خانهها زندانى كنيد ، تا مرگشان فرا رسد و آنان را بگيرد و يا خدا راهى برايشان پديد آورد ( 15 ) . * توضيح و تفسير اين آيات در ذيل مطلب |
| سوره نور : ۶-۱۰ وَ الَّذينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقينَ(نور 6) وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ(7) وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبينَ(8) وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصّادِقينَ(9) وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَكيمٌ(10) |
و كسانى كه زنان خود را به زنا متهم مىكنند و شاهدى جز خود ندارند، هر يك از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا كه از راستگويان است. و بار پنجم بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد كه آن مرد دروغ مىگويد، حد از او برداشته مىشود. و بار پنجم بگويد كه خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگويان باشد. چه مىشد اگر فضل و رحمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است نمىبود؟ و اگر نه اين بود كه خدا توبهپذير و حكيم است؟ |
- و اکنون به تفاوت در ترجمه های فوق دقت نماييد :
| ترجمه آيات توسط PICKTHAL | ترجمه آيات توسط نويسنده « زن در اسلام » |
|
Your women are a tilth for you (to cultivate) so go to your tilth as ye will, and send (good deeds) before you for your souls, and fear Allah, and know that ye will (one day) meet Him. Give glad tidings to believers, (O Muhammad). |
II/223: Your women are a tilth for you (to cultivate). So go to your tilth as ye will ... |
|
Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other, and because they spend of their property (for the support of women). So good women are the obedient, guarding in secret that which Allah hath guarded. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them. Then if they obey you, seek not a way against them. Lo! Allah is ever High, Exalted, Great. |
IV/34: Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other.. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them |
|
As for those of your women who are guilty of lewdness, call to witness four of you against them. And if they testify (to the truth of the allegation) then confine them to the houses until death take them or (until) Allah appoint for them a way (through new legislation) And as for the two of you who are guilty thereof, punish them both. And if they repent and improve, then let them be. Lo! Allah is ever relenting, Merciful ***حتی اگر مثل بنده به زبان انگليسی تسلط نداريد تنها به کلمات و واژه ها دقت فرماييد تا بعد ... |
IV/15: (For women) If any one of your women is guilty of lewdness ...confine them until death claims them. IV/16: (For Men) If two men among you commit indecency (sodomy) punish them both. If they repent and mend their ways, let them be. Allah is forgiving and merciful. |
|
As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves; let the testimony of one of them be four testimonies, (swearing) by Allah that he is of those who speak the truth; And yet a fifth, invoking the curse of Allah on him if he is of those who lie |
XXIV/6-7: As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves , let the testimony of one of them be four testimonies ... |
*** توضيح ضروری : چنانچه از مقابله دو ترجمه ملاحظه فرموديد ، نويسنده محترم ( يا محترمه ) از ترجمه پيکتال ( PICKTHAL ) استفاده کرده است ( تمامی ترجمه ها ) و حتی ترجمه ايه ۱۵ سوره نساء ترجمه پيکتال می باشد ولی چنانچه به ترجمه آيه ۱۶ نساء توجه فرموده باشيد ملاحظه کرده ايد که ترجمه ايشان با ترجمه پيکتال کاملا متفاوت است ، چرا ؟!
پيکتال در هر دو مورد زن و مرد از واژه guilty ( گنهکار ) استفاده کرده است و حال انکه نويسنده مذکور برای زنان کما فی السابق ترجمه پيکتال را عينا آورده است ( ترجمه آيه ۱۵ ) ولی در باره مردان سعی کرده است از بکار بردن اين واژه طفره رود و بجای ان از واژه sodomy ( انحراف جنسی ، لواط ) استفاده نمايد که ابدا در ايه فوق هيچ اثری از واژه ای که بتوان انرا چنين معنی کرد يافت نمی شود . وی به چه علتی در ترجمه اين ايه روال خود را بهم زده و از ترجمه پيکتال استفاده نکرده است ؟
و نيز در ايه ۱۵نساء ترجمه قسمت پايانی ايه را نياورده و عملا در ترجمه دست برده و عبارت ... to the houses ( ايشان را در خانهها زندانى كنيد ) را حذف و انرا تحريف کرده است . و علتش نيز کاملا معلوم است !
*توضيح و تفسير ايات ۱۵-۱۶ نساء :
بار ديگر ترجمه فارسی اين ايات و نيز ترجمه فارسی ترجمه ايشان را با هم مقابله می کنيم :
| ترجمه فارسی ايه ( مکارم ) | ترجمه فارسی ترجمه فوق |
|
و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا مىشوند چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبيد اگر گواهى دادند آنان ( زنان ) را در خانههاى ( خود ) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد يا اينكه خداوند راهى براى آنها قرار دهد . (۱۵) و آن مردان و زنانى كه ( همسر ندارند و ) اقدام به ارتكاب آن عمل ( زشت ) مىكنند آنها را آزار دهيد ( و حد بر آنها جارى نمائيد ) و اگر ( براستى ) توبه كنند و اصلاح نمايند ( به جبران گذشته پردازند ) از آنها درگذريد زيرا خداوند توبه - پذير و مهربان است .(۱۶) |
سورهُ نسا آيه 15: زناني كه عمل ناشايست انجام دهند 4 شاهد مسلمان بر آنها بخواهيد. چنانچه شهادت دادند آنها را در خانه نگه داريد تا زمان مرگشان فرا رسد. سورهُ نسا آيه 16: اگر در ميان شما دو مرد مبادرت به عمل زشتي كردند. هر دو را مجازات كنيد. اگر توبه كردند آنها را به حال خود واگذاريد. |
در اينجا نيز مترجم فارسی ضمن اينکه در ترجمه مطلب فوق رعايت امانت را نکرده است و از ترجمه های متداول فارسی استفاده نموده ولی باز هم قسمت پايانی آيه را نياورده است ( « يا خدا راهی برايشان پديد آورد » نشان دهنده موقتی بودن اين ايه است ؛ همان بحث ناسخ و منسوخ ) .
گزيده ای از تفسير نمونه ( جلد سوم - ص ۳۰۷-۳۱۰ ): و اللاتى ياتين الفاحشة ... واژه فاحشة چنانكه قبلا هم اشاره كردهايم ، در اصل به معنى كار و يا گفتار بسيار زشت است و اگر در مورد زنا و عمل منافى عفت به كار مىرود ، نيز بهمين مناسبت است . و اين كلمه در 13 مورد در قرآن مجيد آمده است ، كه گاهى در مورد زنا و گاهى در مورد لواط و گاهى در اعمال زشت ننگين به طور كلى استعمال شده است . همانطور كه غالب مفسران از آيه شريفه فهميدهاند ، آيه اشاره به مجازات زنان شوهردارى است كه آلوده فحشاء مىشوند ، و مىگويد : اگر همسران شما آلوده به زنا شدند ، چهار نفر را به عنوان شهود بر اين كار دعوت كنيد ، اگر چهار نفر به اين موضوع گواهى دادند ، آنها را در خانهها محبوس سازيد ، تا مرگ آنها فرا رسد . دليل بر اينكه آيه فوق اشاره به زناى محصنه مىكند ، علاوه بر قرينهاى كه در آيه بعد است ، تعبير به من نسائكم ( از همسرانتان ) مىباشد ، زيرا اين تعبير در مورد همسران در قرآن مكرر وارد شده است ، بنا بر اين مجازات عمل منافى عفت براى زنان شوهردار در اين آيه حبس ابد تعيين شده است . ولى بلا فاصله مىگويد : او يجعل الله لهن سبيلا ( و يا اينكه خداوند راهى براى آنها قرار بدهد ) بنا بر اين بايد مجازات حبس در باره آنها ادامه يابد ، تا مرگ آنها فرا رسد ، و يا اينكه قانون جديدى از طرف خداوند براى آنها معين شود . از اين تعبير استفاده مىشود كه اين حكم ، يك حكم موقت بوده ، و از همان آغاز اعلام شده است كه در آينده ( پس از آماده شدن محيط و افكار ) حكم جديدى در باره آنها نازل خواهد شد ، و در آن موقع زنانى كه مشمول اين قانون شدهاند ، و هنوز در قيد حيات هستند ، طبعا از زندان آزاد خواهند شد ، و مجازات ديگرى نيز در مورد آنها عملى نخواهد گرديد ، آزادى آنها از زندان بخاطر الغاى حكم سابق است ، و اما عدم اجراى مجازات جديد در باره آنها بخاطر اين است كه قانون مجازات شامل مواردى كه قبل از آمدن قانون انجام يافته نمىگردد ، و به اين ترتيب قانون آينده هر چه باشد راهى براى نجات اين زندانيان است ، ولى البته اين قانون جديد شامل حال تمام كسانى كه در آينده مرتكب مىشوند خواهد بود ( دقت كنيد ) . و اما اينكه بعضى احتمال دادهاند كه منظور از جمله او يجعل الله لهن سبيلا اين است كه خداوند به وسيله دستور آينده در باره سنگسار كردن اين گونه افراد ، راهى براى آزادى آنها گشوده است درست نيست ، زيرا هيچگاه با تعبير لهن سبيلا ( راهى به سود آنان ) سازگار نمىباشد چه اينكه اعدام راه نجات نمىباشد . زيرا مىدانيم قانونى كه بعدا در اسلام براى مرتكبين زناى محصنه ، مقرر گرديد ، قانون رجم ( سنگسار كردن ) بود . ( اين قانون در احاديث پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به - طور مسلم وارد شده است ، اگر چه در قرآن به آن اشارهاى نگرديده است ) . از آنچه در بالا گفتيم ، روشن مىشود ، كه آيه فوق هرگز نسخ نشده ، زيرا نسخ در مورد احكامى است كه از آغاز به صورت مطلق گفته شود ، نه به صورت موقت و محدود ، در حالى كه آيه فوق حكم حبس ابد ، را به عنوان يك حكم محدود و موقت ذكر كرده است . و اگر مشاهده مىكنيم كه در پارهاى از روايات تصريح شده ، كه آيه فوق به وسيله احكامى كه در باره مجازات عمل منافى عفت دارد شده ، نسخ گرديده است ، منظور از آن نسخ اصطلاحى نيست ، زيرا نسخ در زبان روايات به هر گونه تقييد و تخصيص حكم گفته مىشود . ( دقت كنيد ) . ضمنا بايد توجه داشت كه دستور محبوس ساختن اينگونه زنان در خانهها حكمى است كه از يك سو به نفع آنهاست زيرا از محبوس ساختن در زندانهاى عمومى به مراتب بهتر است ، و از سوى ديگر تجربه نشان داده كه زندانهاى عمومى اثر عميقى در آلوده شدن اجتماع دارد زيرا اين مراكز معمولا به صورت آموزشگاه بزرگ مفاسد درمىآيد كه افراد مجرم در آنجا تجربيات خود را در معاشرت دائمى توام با وقت وسيع در اختيار يكديگر مىگذارند . و اللذان ياتيانها منكم ... سپس در اين آيه حكم زنا و عمل منافى عفت غير محصنه را بيان مىكند ، و مىفرمايد : مرد و زنى كه ( همسر ندارند ) و اقدام به ارتكاب اين عمل زشت مىكنند ، آنها را آزار ( مجازات ) كنيد . گرچه در اين آيه تصريحى به زناى غير محصنه نشده ، ولى از آنجا كه اين آيه دنبال آيه گذشته آمده ، و مجازاتى كه براى زنا در اين آيه ذكر شده با مجازات آيه گذشته تفاوت دارد ، و از آن خفيفتر است استفاده مىشود كه اين حكم در باره آن دسته از مرتكبين زنا است ، كه در آيه قبل داخل نبودهاند ، و از آنجا كه آيه قبل با قرينهاى كه اشاره شد ، مخصوص زناى محصنه است نتيجه مىگيريم ، كه اين آيه حكم زناى غير محصنه را بيان مىكند . اين نكته نيز روشن است كه مجازات مذكور در اين آيه يك مجازات كلى است ، و آيه 2 سوره نور كه حد زنا را يكصد تازيانه براى هر يك از طرفين بيان كرده ، مىتواند ، تفسير و توضيحى براى اين آيه بوده باشد ، و بهمين دليل اين حكم نيز نسخ نشده است . در تفسير عياشى از امام صادق (عليهالسلام) نيز در ذيل اين آيه نقل شده ، كه فرمود : يعنى البكر اذا اتت الفاحشة التى اتتها هذه الثيب فاذوهما يعنى : منظور از اين آيه مرد و زن بىهمسر است ، كه اگر مرتكب عمل منافى عفت شوند ، آنها را بايد آزار داد ( و مجازات كرد ) . بنا بر آنچه گفتيم كلمه اللذان اگر چه تثنيه مذكر است ، منظور از آن ، زن و مرد هر دو مىباشد ، و به اصطلاح از باب تغليب است . جمعى از مفسران احتمال دادهاند كه اين آيه در باره عمل زشت لواط بوده باشد ، و آيه قبل را مربوط به مساحقه ( همجنسگرائى زنان ) دانستهاند ، ولى با توجه به رجوع ضمير ياتيانها به كلمه فاحشة كه در آيه قبل آمده است ، استفاده مىشود كه نوع عمل منافى عفت كه در اين آيه آمده ، همانند نوعى است كه در آيه قبل مىباشد ، بنا بر اين يكى را در باره لواط و ديگرى را در باره مساحقه دانستن ، خلاف ظاهر است ( اگر چه هر دو نوع در يك جنس كلى يعنى همجنس گرائى مشتركند ) بنا بر اين هر دو آيه در باره زنا است . از اين گذشته مىدانيم كه مجازات لواط در اسلام اعدام است ، نه آزار رساندن و يا تازيانه زدن ، و هيچ دليلى نداريم كه حكم آيه مورد بحث نسخ شده باشد . فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان الله كان توابا رحيما . در پايان آيه اشاره به مسئله توبه و عفو و بخشش از اين گونه گناهكاران كرده ، و مىفرمايد : اگر آنها براستى توبه كنند و خود را اصلاح نمايند و به - جبران گذشته بپردازند ، از مجازات آنها صرفنظر كنيد ، زيرا خداوند توبهپذير و مهربان است . اين دستور در حقيقت راه بازگشت را به روى اين گونه خطاكاران گشوده است كه در صورت توبه و اصلاح ، جامعه اسلامى آنها را با آغوش باز مىپذيرد و به صورت يك عنصر طرد شده اجتماع نخواهند بود . ولى البته ( همانطور كه در كتب فقهى آمده ) توبه در صورتى صحيح است كه قبل از ثبوت جرم در دادگاه اسلامى ، و اقامه شهود ، و صدور حكم دادگاه اسلام ، انجام يافته باشد ، و الا توبهاى كه بعد از صدور حكم باشد هيچگونه تاثيرى نخواهد داشت . از اين حكم ضمنا استفاده مىشود كه هرگز نبايد افرادى را كه توبه كردهاند در برابر گناهان سابق مورد ملامت قرار داد ، جائى كه حكم مجازات و حد شرعى ، با توبه ساقط بشود بطريق اولى بايد مردم از گذشته آنها چشم بپوشند ، همچنين كسانى كه اين حد در باره آنها جارى مىشود و بعد از آن توبه مىكنند بايد مشمول گذشت مسلمانان بوده باشند .
يا علی مدد
| لینک | ۱۳۸۳/۳/٢٠ - مسعود قلعه |
ولی در قران
بسم الله
مقدمه :
بعضی از برادران اهل تسنن که به کلمه « ولی » حساسيت خاصی دارند و بسيار مايل و بلکه مشتاق هستند تا از چندين معنای « ولی » تنها « دوستی » ! و مشتقات انرا مد نظر قرار دهند و بر اين معنا پافشاری می کنند که البته برای شيعه دليل اينکار کاملا واضح و روشن است .
با نظری به ترجمه های انگليسی ( که مترجمين يا اصلا مسلمان نبوده اند و يا کسانی بوده اند که در ترجمه هرگز دعوای شيعه و سنی را مد نظر نداشته اند و از اهل سنت بوده اند ) و تطبيق معادل فارسی کلماتی که معادل انگليسی « ولی » و مشتقات ان هستند می توان براحتی در مورد معنای واقعی « ولی » قضاوت کرد .
اينک جدولی از کلمات « ولی » و مشتقات ان در قران و تعداد تکرار انها :
|
کل |
سوره |
ايه | |
| وَلِیُّ |
۳ |
۳ |
۳ |
| وَِلِیٍّ |
۱۱ |
۷ |
۱۱ |
| وَلِیٌّ |
۴ |
۳ |
۴ |
| وَلياً |
۱۳ |
۶ |
۱۳ |
| وَلیُّکُمُ |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلیُّنا |
۲ |
۲ |
۲ |
| وَلیُّهُ |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلیُّهُمُ |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلیُّهُمْ |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلیُّهُما |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلیَّی |
۱ |
۱ |
۱ |
| وَلِیِّ |
۱ |
۱ |
۱ |
|
کل |
۴۰ |
۲۸ |
۴۰ |
وَلىُّ
۱ - البقرة : 257
اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(257)
خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بيرون مىبرد. (اما) كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند؛ كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها بيرون مىبرند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.
اينک چند ترجمه انگليسی مشهور( موردی ):
YUSUFALI: Allah is the Protector of those who have faith
PICKTHAL: Allah is the Protecting Guardian of those who believe
SHAKIR: Allah is the guardian of those who believe
Irving:
God is the Patron of those who believe rashad khalife: GOD is Lord of those who believe Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan: Allâh is the Walî (Protector or Guardian) of those
who believe
حال ترجمه فارسی هر کدام از اصطلاحاتی که معادل « ولی » ترجمه شده اند :
Protector
نگهدار - پشتيبان - حامی - سرپرست - قيم - نيکدار
guardian
نگهبان - ولی ( اولياء ) - قيم - سرپرست - مستحفظ
Patron
حافظ - حامی - ولينعمت - مشتری
Lord
صاحب - خداوند - ارباب - فرمانروا - شاهزاده - مالک - لرد
۲ - آلعمران : 68
إِنَّ أَوْلى النَّاسِ بِإِبْرَهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هَذَا النَّبىُّ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُؤْمِنِينَ(68)
سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند؛ همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آوردهاند (از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است.
و اينک ترجمه های انگليسی :
YUSUFALI: ... And Allah is the Protector of those who have faith.
PICKTHAL:...and Allah is the Protecting Guardian of the believers.
SHAKIR: ...and those who believe and Allah is the guardian of the believers.
Irving:
... God is the believers' Patron.rashad khalifa:
...GOD is the Lord and Master of the believers.Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan: ... And Allâh is the Walî (Protector and Helper) of the believers.
در ترجمه ايه قبلی به معنای اصطلاحات بجز يک مورد اشاره شد ؛
helper
يار - همدست - کمک - ياری دهنده - مددکار
۳ - الجاثية : 19
إِنهُمْ لَن يُغْنُوا عَنك مِنَ اللَّهِ شيْئاً وَ إِنَّ الظلِمِينَ بَعْضهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُتَّقِينَ(19)
آنها هرگز نمىتوانند تو را در برابر خداوند بىنياز كنند (و از عذابش برهانند)؛ و ظالمان يار و ياور يكديگرند، امّا خداوند ولی و سرپرست (يار و ياور) پرهيزگاران است!
ترجمه های انگليسی :
YUSUFALI: ... but Allah is the Protector of the Righteous.
PICKTHAL: ... and Allah is the Friend of those who ward off (evil).
SHAKIR: ... and Allah is the guardian of those who guard (against evil).
Dr.Irving:
... while God is Patron of those who do their duty.Dr.rashad khalifa:
... while GOD is the Lord of the righteous.Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
چنانچه مشاهده شد تنها يک مورد ( پيکتال؛ حتی در مورد قبلی چنين ترجمه نکرده بود )که استثنائا انرا friend ( دوست - يار - رفيق ) معنی کرده است .
از انجايی که در تمامی ايات ديگر کمابيش بهمين ترتيب ترجمه کرده اند از ذکر ترجمه های انگليسی صرفنظر می کنيم و فقط در ذيل ايه ۵۵ مائده ترجمه ها را از نظر خواهيم گذراند .
وَلىٍّ
۴ - البقرة : 107
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(107)
آيا نمىدانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى(يار ) و ياورى براى شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مىداند و تعيين مىكند).
YUSUFALI: ... And besides Him ye have neither patron nor helper
PICKTHAL: ... and ye have not, beside Allah, any guardian or helper
SHAKIR:... and that besides Allah you have no guardian or helper
dr.irving
:... you have no patron nor any supporter besides GodDr. Rashad Khalifa, Ph.D.: ... that you have none besides GOD as your Lord and Master
Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan : ... And besides Allâh you have neither any Walî ( protector or guardian ) nor any helper.
۵ - البقرة : 120
وَ لَن تَرْضى عَنك الْيهُودُ وَ لا النَّصرَى حَتى تَتَّبِعَ مِلَّتهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ مَا لَك مِنَ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(120)
هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواستههاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: «هدايت، تنها هدايت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شدهاى، هيچ يار و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
توضيح : باز هم همه مترجمين کلمه « ولی » را مطابق ايات قبلی ترجمه کرده اند .
۶ - التوبة : 74
يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كفَرُوا بَعْدَ إِسلَمِهِمْ وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلا أَنْ أَغْنَاتُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ مِن فَضلِهِ فَإِن يَتُوبُوا يَك خَيراً لهَُّمْ وَ إِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذَاباً أَلِيماً فى الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةِ وَ مَا لهَُمْ فى الأَرْضِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(74)
۷- التوبة : 116
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ الأَرْضِ يُحْىِ وَ يُمِيت وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(116)
حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست؛ زنده مىكند و مىميراند؛ و جز خدا، ولىّ و ياورى نداريد!
۸ - الرعد : 37
وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ مَا لَك مِنَ اللَّهِ مِنوَ كَذَلِك أَنزَلْنَهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَلىٍّ وَ لا وَاقٍ(37)
همانگونه (كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم؛ و اگر از هوسهاى آنان -بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت ( پشتيبانی ) و جلوگيرى نخواهد كرد.
۹ - الكهف : 26
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْب السمَوَتِ وَ الأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىٍّ وَ لا يُشرِك فى حُكْمِهِ أَحَداً(26)
بگو: «خداوند از مدّت توقفشان آگاهتر است؛ غيب آسمانها و زمين از آن اوست! راستى چه بينا و شنواست! آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند! و او هيچ كس را در حكم خود شركت نمىدهد!»
۱۰ - العنكبوت : 22
وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فى الأَرْضِ وَ لا فى السمَاءِ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(22)
شما هرگز نمىتوانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد؛ و براى شما جز خدا، ولى و ياورى نيست!»
۱۱ - السجدة : 4
۱۲ - الشورى : 8
و اگر خدا مىخواست همه آنها را امّت واحدى قرار مىداد (و به زور هدايت مىكرد، ولى هدايت اجبارى سودى ندارد)؛ امّا خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مىكند، و براى ظالمان ولىّ و ياورى نيست.
۱۳ - الشورى : 31
و شما هرگز نمىتوانيد در زمين از قدرت خداوند فرار كنيد؛ و غير از خدا هيچ ولىّ و ياورى براى شما نيست.
۱۴ - الشورى : 44
وَ مَن يُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلىٍّ مِّن بَعْدِهِ وَ تَرَى الظلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِّن سبِيلٍ(44)
كسى را كه خدا گمراه كند، ولىّ و ياورى جز او نخواهد داشت؛ و ظالمان را (روز قيامت) مىبينى هنگامى كه عذاب الهى را مشاهده مىكنند ميگويند: «آيا راهى به سوى بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!»
وَلىٌ
وَ أَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يخَافُونَ أَن يحْشرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْس لَهُم مِّن دُونِهِ وَلىٌّ وَ لا شفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(51)
۱۶ - الأنعام : 70
۱۷- الإسراء : 111
۱۸- فصلت : 34
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست؛ بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! ( در اينجا " ولى " حكايت از دوستى مى باشد )
وَلِيًّا
۱۹- النساء : 45
۲۰ - النساء : 75
۲۱- النساء : 89
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سوَاءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتى يهَاجِرُوا فى سبِيلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْث وَجَدتُّمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(89)
۲۲- النساء : 119
۲۳ - النساء : 123
۲۴- النساء : 173
فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُم مِّن فَضلِهِ وَ أَمَّا الَّذِينَ استَنكَفُوا وَ استَكْبرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ لا يجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(173)
۲۵- الأنعام : 14
قُلْ أَ غَيرَ اللَّهِ أَتخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ يُطعِمُ وَ لا يُطعَمُ قُلْ إِنى أُمِرْت أَنْ أَكونَ أَوَّلَ مَنْ أَسلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشرِكِينَ(14)
۲۶- الكهف : 17
۲۷- مريم : 5
۲۸- مريم : 45
پدرجان، من مىترسم از جانب [خداى] رحمان عذابى به تو رسد و تو يار ( دوستدار ) شيطان باشى. »
۲۹ - الأحزاب : 17
۳۰ - الأحزاب : 65
۳۱- الفتح : 22
و اگر كسانى كه كافر شدند، به جنگ با شما برخيزند، قطعاً پشت خواهند كرد، و ديگر يار و ياورى نخواهند يافت.
وَلىِّ
رَب قَدْ ءَاتَيْتَنى مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنى مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ أَنت وَلىِّ فى الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةِ تَوَفَّنى مُسلِماً وَ أَلْحِقْنى بِالصلِحِينَ(101)
پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!»
وَلِيُّنَا
۳۴ - سبأ : 41
ْ وَلِيُّهُ
۳۵ - بقره : ۲۸۲
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى فَاكتُبُوهُ وَ لْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كاتِب بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْب كاتِبٌ أَن يَكْتُب كمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكتُب وَ لْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَس مِنْهُ شيْئاً فَإِن كانَ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ سفِيهاً أَوْ ضعِيفاً أَوْ لا يَستَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ استَشهِدُوا شهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَينِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضوْنَ مِنَ الشهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاتُمَا فَتُذَكرَ إِحْدَاتُمَا الأُخْرَى وَ لا يَأْب الشهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَ لا تَسئَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صغِيراً أَوْ كبِيراً إِلى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسط عِندَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشهَدَةِ وَ أَدْنى أَلا تَرْتَابُوا إِلا أَن تَكُونَ تِجَرَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكمْ فَلَيْس عَلَيْكمْ جُنَاحٌ أَلا تَكْتُبُوهَا وَ أَشهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَ لا يُضارَّ كاتِبٌ وَ لا شهِيدٌ وَ إِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسوقُ بِكمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ(282)
وَلِيُّهُمُ
۳۶- النحل : 63
تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسلْنَا إِلى أُمَمٍ مِّن قَبْلِك فَزَيَّنَ لهَُمُ الشيْطنُ أَعْمَلَهُمْ فَهُوَ وَلِيهُمُ الْيَوْمَ وَ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)
به خدا سوگند،
به سوى امتهاى پيش از تو پيامبرانى فرستاديم؛ امّا شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولىّ و سرپرستشان است؛ و مجازات دردناكى براى آنهاست!
وَلِيُّهُمْ
وَلِيهُمَا
(و نيز به ياد آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند)؛ و افراد باايمان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند!
َّ وَلِيِّىَ
ولى و سرپرست من، خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده؛ و او همه صالحان را سرپرستى مىكند.
و اما اينک :
وَلِيُّكُمُ
۴۰- المائدة : 55
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَكِعُونَ(55)
سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردهاند؛ همانها كه نماز را برپا مىدارند، و در حال ركوع، زكات مىدهند.
از انجائيکه اين ايه مورد مناقشه شيعه و سنی می باشد ترجمه های انگليسی را بطور کامل از نظر می گذرانيم :
اينک ترجمه های انگليسی اين ايه را با هم می خوانيم .با توجه به کلمات کليدی مشخص شده ضمن اينکه براحتی می توان مذهب مترجمين را تشخيص داد :YUSUFALI: Your (real) friends are ( no less than) Allah, His Messenger, and the (fellowship of) believers,- those who establish regular prayers and regular charity, and they bow down humbly (in worship).
PICKTHAL: Your guardian can be only Allah; and His messenger and those who believe, who establish worship and pay the poordue, and bow down (in prayer).
SHAKIR: Only Allah is your Vali and His Messenger and those who believe, those who keep up prayers and pay the poor-rate while they bow
Dr. Irving:
Your Patron is God [Alone] , as well as His messenger and those who believe-who keep up prayer, pay the welfare tax and bow their heads [in worship].Dr. rashad khalifa:
Your real allies are GOD and His messenger, and the believers who observe the Contact Prayers (Salat ), and give the obligatory charity(Zakat ), and they bow down.Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
معادل فارسی لغات :
real
راستين - حقيقی - واقعی - اصل
ally
پيوستن - متحد کردن - همپيمان - دوست - معين
allies
هم پيمانان - متفقين
توضيح ۱) به ترجمه های قبلی و نيز ترجمه اين ايه ی يوسفعلی و نيز رشاد خليفه توجه فرماييد . در تمامی ايات قبلی ترجمه « ولی » يکسان است و به اين ايه که رسيده اند از معادل ديگری بجای « ولی » استفاده کرده اند . چرا ؟
توضيح ۲ ) دکتر ( پرفسور ) رشاد خليفه کسی است که اعجاز عددی قران ( با کمک رايانه ) را مطرح کرد ( هرچند بعدها معلوم گرديد که بيشتر ارقام و اعداد ارائه شده توسط وی اشتباه و گاهی هم تحريف شده بود ) و در نهايت هم ادعای پيامبری کار دستش داد .
******************
با دقت دراين ايات معانی مختلفی از « ولی » استنباط می شود :
۱ - ولی ( سرپرست و سرور ) [۱-۲-۳-۹-۲۵ -۳۲-۳۳-۳۴-۳۵-۳۶-۳۹-۴۰ ]
۲- ولی و مرشد ( ولی و راهنما )[۱۴ - ۲۶]
۳ - ولی و شفيع ( ياور و شفاعت کننده )[۱۱-۱۵-۱۶]
۴ - ولی و نصير ( يار و پشتيبان و حامی )[۴-۵-۶-۷-۱۰-۱۲-۱۳-۱۹-۲۰-۲۱-۲۲-۲۳-۲۴-۲۹-۳۰-۳۱ - ۳۷ - ۳۸]
۵ - ولی ( دوستی و دوست و يار و دوستدار - ولی در برابر عدو )[۱۸ - ۲۱- ۲۸ ]
۶ - ولی ( جانشين ؛ اولاد خواستن حضرت زکريا ! ) [۲۷]
اگر اين شش مورد را کنار هم بگذاريم ايا نمی توان استنباط کرد که : « وَلِیّ »؛ سرور و سرپرست و راهنما ( امام ) و شفاعت کننده و يار و ياور و پشتيبان و حامی و دوست و دوستدار مومنان است .
* با اينکه اين مطالب کامل نيست ولی بنظر اين حقير با کمی دقت کاملا گوياست . منتظر نظرات شما هستيم .
توضيح : در نوشتن اين مطالب از متون قرانی نرم افزارهای « نورالانوار ۲ » و نيز « پايگاههای قرانی » و « بينات » استفاده کرده ام .
و اما معنی « ولاء » از شهيد مطهری ( اشنايی با قران ، ج ۳ ) :
معنى كلمه « ولاء » كه « ولايت » و « تولى » -كه به غلط تولى مىگوئيم-و « ولى » و « مولا » و غيره همه از اين كلمه مشتق شدهاست ؛ «اتصال و نزديكى» است.وقتى كه دو چيز يا دو شخص بهيكديگر آنچنان نزديك باشند كه در ميان آنها فاصلهاى وجود نداشتهباشد،عرب اين را« توالى »مىنامد;كما اينكه ما در اصطلاح فارسىكلمه«توالى»را در جايى به كار مىبريم كه دو چيز بلافاصله پشتسريكديگر باشند يعنى بينشان فاصله نباشد.
التماس دعا : مسعود قلعه
| لینک | ۱۳۸٢/٩/٦ - مسعود قلعه |

