بررسی تحريف مربوط به « زن در قرآن »   

بنام خدا

بعنوان مقدمه ، مقاله « زن در قران » را در وبلاگ بصير بخوانيد .

 

  • آيات زير با ترجمه ايت الله مکارم شيرازی را با هم بخوانيم :

 آيات

 ترجمه آيات (مکارم )

  بقره : ۲۲۲-۲۲۳

 

 وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ( 222)
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا ِلأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ(223)

 و از تو، در باره خون حيض سؤال مى‏كنند، بگو: «چيز زيانبار و آلوده‏اى است( آن رنجى است (براى زنان)) ؛ از اين‏رو در حالت قاعدگى، از آنان كناره‏گيرى كنيد! و با آنها نزديكى ننمايد، تا پاك شوند! و هنگامى كه پاك شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد! خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد.
 زنان شما، محل بذرافشانى ( کشتزار ) شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد ( پس براى كشت فرزند صالح) بدانها نزديك شويد هرگاه (مباشرت آنان) خواهيد ، مى‏توانيد با آنها آميزش كنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح ) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد كرد و به مؤمنان، بشارت ده!

 نساء : ۳۴

الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللّهُ وَ اللاّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيرًا(34)

  مردان بر زنان تسلط دارند و از آن جهت كه از مال خود نفقه مى‏دهند، پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مى‏دارند. و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است.
 نساء : ۱۵-۱۶


وَ اللاّتي يَأْتينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتّى يَتَوَفّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبيلاً(15)
وَ اللَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللّهَ كانَ تَوّابًا رَحيمًا(16)

 و از زنان شما كسانى كه مرتكب عملى شنيع - زنا - شوند ، عليه آنان چهار شاهد بگيريد ، پس اگر شهود شهادت دادند بايد ايشان را در خانه‏ها زندانى كنيد ، تا مرگشان فرا رسد و آنان را بگيرد و يا خدا راهى برايشان پديد آورد ( 15 ) .
و آن دو را كه اين عمل شنيع را مرتكب شوند شكنجه دهيد ، اگر توبه كردند و به صلاح آمدند دست از آنان بداريد ، كه خدا توبه پذير مهربان است ( 16 ) .

* توضيح و تفسير اين آيات در ذيل مطلب

 سوره نور : ۶-۱۰

وَ الَّذينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقينَ(نور 6)
وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ(7)
وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبينَ(8)
وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصّادِقينَ(9)
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَكيمٌ(10)
 و كسانى كه زنان خود را به زنا متهم مى‏كنند و شاهدى جز خود ندارند، هر يك از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا كه از راستگويان است.
 و بار پنجم بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد.
 و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد كه آن مرد دروغ مى‏گويد، حد از او برداشته مى‏شود.
 و بار پنجم بگويد كه خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگويان باشد.
 چه مى‏شد اگر فضل و رحمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است نمى‏بود؟ و اگر نه اين بود كه خدا توبه‏پذير و حكيم است؟

** توضيح جالبی در باره اين آيات (مسئله « لعان » )رااز زبان گويای استاد شهيد مطهری را در وبلاگ بصير ( مقاله فوق الاشاره ) خوانديم .

 

  • و اکنون به تفاوت در ترجمه های فوق دقت نماييد :

 ترجمه آيات توسط PICKTHAL  ترجمه آيات توسط نويسنده « زن در اسلام »

Your women are a tilth for you (to cultivate) so go to your tilth as ye will, and send (good deeds) before you for your souls, and fear Allah, and know that ye will (one day) meet Him. Give glad tidings to believers, (O Muhammad).

 

II/223: Your women are a tilth for you (to cultivate). So go to your tilth as ye will

...

 Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other, and because they spend of their property (for the support of women). So good women are the obedient, guarding in secret that which Allah hath guarded. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them. Then if they obey you, seek not a way against them. Lo! Allah is ever High, Exalted, Great. 
 

 

IV/34: Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other.. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them

As for those of your women who are guilty of lewdness, call to witness four of you against them. And if they testify (to the truth of the allegation) then confine them to the houses until death take them or (until) Allah appoint for them a way (through new legislation

And as for the two of you who are guilty thereof, punish them both. And if they repent and improve, then let them be. Lo! Allah is ever relenting, Merciful

***حتی اگر مثل بنده به زبان انگليسی تسلط نداريد تنها به کلمات و واژه ها دقت فرماييد تا بعد ...  

 

IV/15: (For women) If any one of your women is guilty of lewdness ...confine them until death claims them.

IV/16: (For Men) If two men among you commit indecency (sodomy) punish them both. If they repent and mend their ways, let them be. Allah is forgiving and merciful.

As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves; let the testimony of one of them be four testimonies, (swearing) by Allah that he is of those who speak the truth;

And yet a fifth, invoking the curse of Allah on him if he is of those who lie
 

 

XXIV/6-7: As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves , let the testimony of one of them be four testimonies

... 

*** توضيح ضروری : چنانچه از مقابله دو ترجمه ملاحظه فرموديد ، نويسنده محترم ( يا محترمه ) از ترجمه پيکتال ( PICKTHAL ) استفاده کرده است ( تمامی ترجمه ها ) و حتی ترجمه ايه ۱۵ سوره نساء ترجمه پيکتال می باشد ولی چنانچه به ترجمه آيه ۱۶ نساء توجه فرموده باشيد ملاحظه کرده ايد که ترجمه ايشان با ترجمه پيکتال کاملا متفاوت است ، چرا ؟!

پيکتال در هر دو مورد زن و مرد از واژه guilty ( گنهکار ) استفاده کرده است و حال انکه نويسنده مذکور برای زنان کما فی السابق ترجمه پيکتال را عينا آورده است ( ترجمه آيه ۱۵ ) ولی در باره مردان سعی کرده است از بکار بردن اين واژه طفره رود و بجای ان از واژه sodomy ( انحراف جنسی ،‌ لواط ) استفاده نمايد که ابدا در ايه فوق هيچ اثری از واژه ای که بتوان انرا چنين معنی کرد يافت نمی شود . وی به چه علتی در ترجمه اين ايه روال خود را بهم زده و از ترجمه پيکتال استفاده نکرده است ؟  

و نيز در ايه ۱۵نساء ترجمه قسمت پايانی ايه را نياورده و عملا در ترجمه دست برده و عبارت ... to the houses ايشان را در خانه‏ها زندانى كنيد ) را حذف و انرا تحريف کرده است . و علتش نيز کاملا معلوم است !

 

*توضيح و تفسير ايات ۱۵-۱۶ نساء :

 بار ديگر ترجمه فارسی اين ايات و نيز ترجمه فارسی ترجمه ايشان را با هم مقابله می کنيم :

 ترجمه فارسی ايه ( مکارم )  ترجمه فارسی ترجمه فوق

 و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا مى‏شوند چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبيد اگر گواهى دادند آنان ( زنان ) را در خانه‏هاى ( خود ) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد يا اينكه خداوند راهى براى آنها قرار دهد . (۱۵)

و آن مردان و زنانى كه ( همسر ندارند و ) اقدام به ارتكاب آن عمل ( زشت ) مى‏كنند آنها را آزار دهيد ( و حد بر آنها جارى نمائيد ) و اگر ( براستى ) توبه كنند و اصلاح نمايند ( به جبران گذشته پردازند ) از آنها درگذريد زيرا خداوند توبه - پذير و مهربان است .(۱۶)

 

سورهُ نسا آيه 15: زناني كه عمل ناشايست انجام دهند 4 شاهد مسلمان بر آنها بخواهيد. چنانچه شهادت دادند آنها را در خانه نگه داريد تا زمان مرگشان فرا رسد.

سورهُ نسا آيه 16: اگر در ميان شما دو مرد مبادرت به عمل زشتي كردند. هر دو را مجازات كنيد. اگر توبه كردند آنها را به حال خود واگذاريد.

 در اينجا نيز مترجم فارسی ضمن اينکه در ترجمه مطلب فوق رعايت امانت را نکرده است و از ترجمه های متداول فارسی استفاده نموده ولی باز هم قسمت پايانی آيه را نياورده است ( « يا خدا راهی برايشان پديد آورد » نشان دهنده موقتی بودن اين ايه است ؛ همان بحث ناسخ و منسوخ ) .

 

گزيده ای از تفسير نمونه ( جلد سوم - ص ۳۰۷-۳۱۰ ):

و اللاتى ياتين الفاحشة ... واژه فاحشة چنانكه قبلا هم اشاره كرده‏ايم ، در اصل به معنى كار و يا گفتار بسيار زشت است و اگر در مورد زنا و عمل منافى عفت به كار مى‏رود ، نيز بهمين مناسبت است . و اين كلمه در 13 مورد در قرآن مجيد آمده است ، كه گاهى در مورد زنا و گاهى در مورد لواط و گاهى در اعمال زشت ننگين به طور كلى استعمال شده است .

همانطور كه غالب مفسران از آيه شريفه فهميده‏اند ، آيه اشاره به مجازات زنان شوهردارى است كه آلوده فحشاء مى‏شوند ، و مى‏گويد : اگر همسران شما آلوده به زنا شدند ، چهار نفر را به عنوان شهود بر اين كار دعوت كنيد ، اگر چهار نفر به اين موضوع گواهى دادند ، آنها را در خانه‏ها محبوس سازيد ، تا مرگ آنها فرا رسد . دليل بر اينكه آيه فوق اشاره به زناى محصنه مى‏كند ، علاوه بر قرينه‏اى كه در آيه بعد است ، تعبير به من نسائكم ( از همسرانتان ) مى‏باشد ، زيرا اين تعبير در مورد همسران در قرآن مكرر وارد شده است ، بنا بر اين مجازات عمل منافى عفت براى زنان شوهردار در اين آيه حبس ابد تعيين شده است . ولى بلا فاصله مى‏گويد : او يجعل الله لهن سبيلا ( و يا اينكه خداوند راهى براى آنها قرار بدهد ) بنا بر اين بايد مجازات حبس در باره آنها ادامه يابد ، تا مرگ آنها فرا رسد ، و يا اينكه قانون جديدى از طرف خداوند براى آنها معين شود . از اين تعبير استفاده مى‏شود كه اين حكم ، يك حكم موقت بوده ، و از همان آغاز اعلام شده است كه در آينده ( پس از آماده شدن محيط و افكار ) حكم جديدى در باره آنها نازل خواهد شد ، و در آن موقع زنانى كه مشمول اين قانون شده‏اند ، و هنوز در قيد حيات هستند ، طبعا از زندان آزاد خواهند شد ، و مجازات ديگرى نيز در مورد آنها عملى نخواهد گرديد ، آزادى آنها از زندان بخاطر الغاى حكم سابق است ، و اما عدم اجراى مجازات جديد در باره آنها بخاطر اين است كه قانون مجازات شامل مواردى كه قبل از آمدن قانون انجام يافته نمى‏گردد ، و به اين ترتيب قانون آينده هر چه باشد راهى براى نجات اين زندانيان است ، ولى البته اين قانون جديد شامل حال تمام كسانى كه در آينده مرتكب مى‏شوند خواهد بود ( دقت كنيد ) .

 و اما اينكه بعضى احتمال داده‏اند كه منظور از جمله او يجعل الله لهن سبيلا اين است كه خداوند به وسيله دستور آينده در باره سنگسار كردن اين گونه افراد ، راهى براى آزادى آنها گشوده است درست نيست ، زيرا هيچگاه با تعبير لهن سبيلا ( راهى به سود آنان ) سازگار نمى‏باشد چه اينكه اعدام راه نجات نمى‏باشد . زيرا مى‏دانيم قانونى كه بعدا در اسلام براى مرتكبين زناى محصنه ، مقرر گرديد ، قانون رجم ( سنگسار كردن ) بود . ( اين قانون در احاديث پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) به - طور مسلم وارد شده است ، اگر چه در قرآن به آن اشاره‏اى نگرديده است ) . از آنچه در بالا گفتيم ، روشن مى‏شود ، كه آيه فوق هرگز نسخ نشده ، زيرا نسخ در مورد احكامى است كه از آغاز به صورت مطلق گفته شود ، نه به صورت موقت و محدود ، در حالى كه آيه فوق حكم حبس ابد ، را به عنوان يك حكم محدود و موقت ذكر كرده است . و اگر مشاهده مى‏كنيم كه در پاره‏اى از روايات تصريح شده ، كه آيه فوق به وسيله احكامى كه در باره مجازات عمل منافى عفت دارد شده ، نسخ گرديده است ، منظور از آن نسخ اصطلاحى نيست ، زيرا نسخ در زبان روايات به هر گونه تقييد و تخصيص حكم گفته مى‏شود . ( دقت كنيد ) .

ضمنا بايد توجه داشت كه دستور محبوس ساختن اينگونه زنان در خانه‏ها حكمى است كه از يك سو به نفع آنهاست زيرا از محبوس ساختن در زندان‏هاى عمومى به مراتب بهتر است ، و از سوى ديگر تجربه نشان داده كه زندان‏هاى عمومى اثر عميقى در آلوده شدن اجتماع دارد زيرا اين مراكز معمولا به صورت آموزشگاه بزرگ مفاسد درمى‏آيد كه افراد مجرم در آنجا تجربيات خود را در معاشرت دائمى توام با وقت وسيع در اختيار يكديگر مى‏گذارند .

 و اللذان ياتيانها منكم ... سپس در اين آيه حكم زنا و عمل منافى عفت غير محصنه را بيان مى‏كند ، و مى‏فرمايد : مرد و زنى كه ( همسر ندارند ) و اقدام به ارتكاب اين عمل زشت مى‏كنند ، آنها را آزار ( مجازات ) كنيد . گرچه در اين آيه تصريحى به زناى غير محصنه نشده ، ولى از آنجا كه اين آيه دنبال آيه گذشته آمده ، و مجازاتى كه براى زنا در اين آيه ذكر شده با مجازات آيه گذشته تفاوت دارد ، و از آن خفيف‏تر است استفاده مى‏شود كه اين حكم در باره آن دسته از مرتكبين زنا است ، كه در آيه قبل داخل نبوده‏اند ، و از آنجا كه آيه قبل با قرينه‏اى كه اشاره شد ، مخصوص زناى محصنه است نتيجه مى‏گيريم ، كه اين آيه حكم زناى غير محصنه را بيان مى‏كند . اين نكته نيز روشن است كه مجازات مذكور در اين آيه يك مجازات كلى است ، و آيه 2 سوره نور كه حد زنا را يكصد تازيانه براى هر يك از طرفين بيان كرده ، مى‏تواند ، تفسير و توضيحى براى اين آيه بوده باشد ، و بهمين دليل اين حكم نيز نسخ نشده است .

در تفسير عياشى از امام صادق (عليه‏السلام) نيز در ذيل اين آيه نقل شده ، كه فرمود : يعنى البكر اذا اتت الفاحشة التى اتتها هذه الثيب فاذوهما يعنى : منظور از اين آيه مرد و زن بى‏همسر است ، كه اگر مرتكب عمل منافى عفت شوند ، آنها را بايد آزار داد ( و مجازات كرد ) .

بنا بر آنچه گفتيم كلمه اللذان اگر چه تثنيه مذكر است ، منظور از آن ، زن و مرد هر دو مى‏باشد ، و به اصطلاح از باب تغليب است . جمعى از مفسران احتمال داده‏اند كه اين آيه در باره عمل زشت لواط بوده باشد ، و آيه قبل را مربوط به مساحقه ( هم‏جنس‏گرائى زنان ) دانسته‏اند ، ولى با توجه به رجوع ضمير ياتيانها به كلمه فاحشة كه در آيه قبل آمده است ، استفاده مى‏شود كه نوع عمل منافى عفت كه در اين آيه آمده ، همانند نوعى است كه در آيه قبل مى‏باشد ، بنا بر اين يكى را در باره لواط و ديگرى را در باره مساحقه دانستن ، خلاف ظاهر است ( اگر چه هر دو نوع در يك جنس كلى يعنى هم‏جنس گرائى مشتركند ) بنا بر اين هر دو آيه در باره زنا است . از اين گذشته مى‏دانيم كه مجازات لواط در اسلام اعدام است ، نه آزار رساندن و يا تازيانه زدن ، و هيچ دليلى نداريم كه حكم آيه مورد بحث نسخ شده باشد .

فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان الله كان توابا رحيما . در پايان آيه اشاره به مسئله توبه و عفو و بخشش از اين گونه گناهكاران كرده ، و مى‏فرمايد : اگر آنها براستى توبه كنند و خود را اصلاح نمايند و به - جبران گذشته بپردازند ، از مجازات آنها صرفنظر كنيد ، زيرا خداوند توبه‏پذير و مهربان است . اين دستور در حقيقت راه بازگشت را به روى اين گونه خطاكاران گشوده است كه در صورت توبه و اصلاح ، جامعه اسلامى آنها را با آغوش باز مى‏پذيرد و به صورت يك عنصر طرد شده اجتماع نخواهند بود . ولى البته ( همانطور كه در كتب فقهى آمده ) توبه در صورتى صحيح است كه قبل از ثبوت جرم در دادگاه اسلامى ، و اقامه شهود ، و صدور حكم دادگاه اسلام ، انجام يافته باشد ، و الا توبه‏اى كه بعد از صدور حكم باشد هيچگونه تاثيرى نخواهد داشت . از اين حكم ضمنا استفاده مى‏شود كه هرگز نبايد افرادى را كه توبه كرده‏اند در برابر گناهان سابق مورد ملامت قرار داد ، جائى كه حكم مجازات و حد شرعى ، با توبه ساقط بشود بطريق اولى بايد مردم از گذشته آنها چشم بپوشند ، همچنين كسانى كه اين حد در باره آنها جارى مى‏شود و بعد از آن توبه مى‏كنند بايد مشمول گذشت مسلمانان بوده باشند .

 يا علی مدد

 

لینک
۱۳۸۳/۳/٢٠ - مسعود قلعه

   ولی در قران   

بسم الله

 مقدمه :

بعضی از برادران اهل تسنن که به کلمه « ولی » حساسيت خاصی دارند و بسيار  مايل و بلکه مشتاق هستند تا از چندين معنای « ولی » تنها « دوستی » ! و مشتقات انرا مد نظر قرار دهند و بر اين معنا پافشاری می کنند که البته برای شيعه دليل اينکار کاملا واضح و روشن است .

با نظری به ترجمه های انگليسی ( که مترجمين يا اصلا مسلمان نبوده اند و يا کسانی بوده اند که در ترجمه هرگز دعوای شيعه و سنی را مد نظر نداشته اند و از اهل سنت بوده اند ) و تطبيق معادل فارسی کلماتی که معادل انگليسی « ولی » و مشتقات ان هستند می توان براحتی در مورد معنای واقعی « ولی » قضاوت کرد .

 

اينک جدولی از کلمات « ولی » و مشتقات ان در قران و تعداد تکرار انها  :

 

 

کل

 سوره

 ايه

 وَلِیُّ

 ۳

 ۳

 ۳

 وَِلِیٍّ

 ۱۱

 ۷

 ۱۱

 وَلِیٌّ

 ۴

 ۳

 ۴

وَلياً 

 ۱۳

 ۶

 ۱۳

وَلیُّکُمُ 

 ۱

 ۱

 ۱

وَلیُّنا 

 ۲

 ۲

 ۲

وَلیُّهُ 

 ۱

 ۱

 ۱

وَلیُّهُمُ 

 ۱

 ۱

 ۱

وَلیُّهُمْ

 ۱

 ۱

 ۱

وَلیُّهُما  

 ۱

 ۱

 ۱

وَلیَّی 

 ۱

 ۱

 ۱

 وَلِیِّ

 ۱

 ۱

 ۱

 کل

 ۴۰

 ۲۸

 ۴۰

 

وَلىُ‏ّ


۱ - البقرة : 257


اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(257)


خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بيرون مى‏برد. (اما) كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند؛ كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.

اينک چند ترجمه انگليسی مشهور( موردی ):

YUSUFALI: Allah is the Protector of those who have faith

PICKTHAL: Allah is the Protecting Guardian of those who believe

SHAKIR: Allah is the guardian of those who believe

Irving:God is the Patron of those who believe

rashad khalife: GOD is Lord of those who believe

 Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan:
Allâh is the Walî (Protector or Guardian) of those

who believe

حال ترجمه فارسی  هر کدام از اصطلاحاتی که معادل « ولی » ترجمه شده اند :  

Protector

نگهدار - پشتيبان - حامی - سرپرست - قيم - نيکدار

guardian

نگهبان - ولی ( اولياء ) - قيم - سرپرست - مستحفظ

Patron

حافظ - حامی - ولينعمت - مشتری  

 Lord

صاحب - خداوند - ارباب - فرمانروا - شاهزاده - مالک - لرد

 

۲ - آل‏عمران : 68


إِنَّ أَوْلى النَّاسِ بِإِبْرَهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هَذَا النَّبىُّ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُؤْمِنِينَ(68)
 سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند؛ همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است.

 

و اينک ترجمه های انگليسی :


YUSUFALI: ... And Allah is the Protector of those who have faith.
PICKTHAL:...and Allah is the Protecting Guardian of the believers.
SHAKIR: ...and those who believe and Allah is the guardian of the believers.

Irving: ... God is the believers' Patron.

rashad khalifa: ...GOD is the Lord and Master of the believers.

Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
: ... And Allâh is the Walî (Protector and Helper) of the believers.

در ترجمه ايه قبلی به معنای اصطلاحات بجز يک مورد اشاره شد ؛

helper

يار - همدست - کمک - ياری دهنده - مددکار

۳ - الجاثية : 19

 
إِنهُمْ لَن يُغْنُوا عَنك مِنَ اللَّهِ شيْئاً وَ إِنَّ الظلِمِينَ بَعْضهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُتَّقِينَ(19)


 آنها هرگز نمى‏توانند تو را در برابر خداوند بى‏نياز كنند (و از عذابش برهانند)؛ و ظالمان يار و ياور يكديگرند، امّا خداوند ولی و سرپرست  (يار و ياور) پرهيزگاران است!

 

ترجمه های انگليسی :

YUSUFALI: ... but Allah is the Protector of the Righteous.
PICKTHAL: ... and Allah is the Friend of those who ward off (evil).
SHAKIR: ... and Allah is the guardian of those who guard (against evil).

Dr.Irving: ... while God is Patron of those who do their duty.

Dr.rashad khalifa: ... while GOD is the Lord of the righteous.

Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
:
... but Allâh is the Walî (Helper, Protector, etc.) of the Muttaqûn (pious - see V.2:2).

چنانچه مشاهده شد تنها يک مورد ( پيکتال؛ حتی در مورد قبلی چنين ترجمه نکرده بود )که استثنائا انرا friend ( دوست - يار - رفيق ) معنی کرده است .

از انجايی که در تمامی ايات ديگر کمابيش بهمين ترتيب ترجمه کرده اند از ذکر ترجمه های انگليسی صرفنظر می کنيم و فقط در ذيل ايه ۵۵ مائده ترجمه ها را از نظر خواهيم گذراند .

وَلىٍّ‏


۴ -  البقرة : 107


أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(107)
  آيا نمى‏دانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى(يار ) و ياورى براى شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مى‏داند و تعيين مى‏كند).

YUSUFALI: ... And besides Him ye have neither patron nor helper
PICKTHAL: ... and ye have not, beside Allah, any guardian or helper
SHAKIR:... and that besides Allah you have no guardian or helper

dr.irving:... you have no patron nor any supporter besides God

Dr. Rashad Khalifa, Ph.D.: ... that you have none besides GOD as your Lord and Master

Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
: ... And besides Allâh you have neither any Walî ( protector or guardian ) nor any helper.


۵ - البقرة : 120


وَ لَن تَرْضى عَنك الْيهُودُ وَ لا النَّصرَى حَتى تَتَّبِعَ مِلَّتهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ مَا لَك مِنَ اللَّهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(120)


 هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: «هدايت، تنها هدايت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ يار  و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

توضيح : باز هم همه مترجمين کلمه « ولی » را مطابق ايات قبلی ترجمه کرده اند .


۶ - التوبة : 74


يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كفَرُوا بَعْدَ إِسلَمِهِمْ وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلا أَنْ أَغْنَاتُ‏مُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ مِن فَضلِهِ فَإِن يَتُوبُوا يَك خَيراً لهَُّمْ وَ إِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذَاباً أَلِيماً فى الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةِ وَ مَا لهَُمْ فى الأَرْضِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(74)


 به خدا سوگند مى‏خورند كه (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند؛ در حالى كه قطعاً سخنان كفرآميز گفته‏اند؛ و پس از اسلام‏آوردنشان، كافر شده‏اند؛ و تصميم (به كار خطرناكى) گرفتند، كه به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مى‏گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و كرم) خود، بى‏نياز ساختند! (با اين حال،) اگر توبه كنند، براى آنها بهتر است؛ و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت، به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد؛ و در سراسر زمين، نه ولىّ و ياور (حامى ) دارند، و نه ياورى!


۷- التوبة : 116

 
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ الأَرْضِ يُحْىِ وَ يُمِيت وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(116)
 حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست؛ زنده مى‏كند و مى‏ميراند؛ و جز خدا، ولىّ و ياورى نداريد!


۸ - الرعد : 37


وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ مَا لَك مِنَ اللَّهِ مِنوَ كَذَلِك أَنزَلْنَهُ حُكْماً عَرَبِيًّا  وَلىّ‏ٍ وَ لا وَاقٍ(37)


 همان‏گونه (كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم؛ و اگر از هوسهاى آنان -بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت ( پشتيبانی ) و جلوگيرى نخواهد كرد.


۹ - الكهف : 26


قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْب السمَوَتِ وَ الأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا يُشرِك فى حُكْمِهِ أَحَداً(26)
 بگو: «خداوند از مدّت توقفشان آگاهتر است؛ غيب آسمانها و زمين از آن اوست! راستى چه بينا و شنواست! آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند! و او هيچ كس را در حكم خود شركت نمى‏دهد!»


۱۰ - العنكبوت : 22


وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فى الأَرْضِ وَ لا فى السمَاءِ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(22)
 شما هرگز نمى‏توانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد؛ و براى شما جز خدا، ولى و ياورى نيست!»


۱۱ - السجدة : 4


اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض وَ مَا بَيْنَهُمَا فى سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا شفِيعٍ أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ(4)


 خداوند كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز [= شش دوران‏] آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هيچ سرپرست و شفاعت كننده‏اى براى شما جز او نيست؛ آيا متذكّر نمى‏شويد؟!


۱۲ - الشورى : 8


وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لجََعَلَهُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَ لَكِن يُدْخِلُ مَن يَشاءُ فى رَحْمَتِهِ وَ الظلِمُونَ مَا لهَُم مِّن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(8)


 و اگر خدا مى‏خواست همه آنها را امّت واحدى قرار مى‏داد (و به زور هدايت مى‏كرد، ولى هدايت اجبارى سودى ندارد)؛ امّا خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مى‏كند، و براى ظالمان ولىّ و ياورى نيست.


۱۳ - الشورى : 31


وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فى الأَرْضِ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىّ‏ٍ وَ لا نَصِيرٍ(31)
 و شما هرگز نمى‏توانيد در زمين از قدرت خداوند فرار كنيد؛ و غير از خدا هيچ ولىّ و ياورى براى شما نيست.


۱۴ - الشورى : 44


وَ مَن يُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلىّ‏ٍ مِّن بَعْدِهِ وَ تَرَى الظلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِّن سبِيلٍ(44)


 كسى را كه خدا گمراه كند، ولىّ و ياورى جز او نخواهد داشت؛ و ظالمان را (روز قيامت) مى‏بينى هنگامى كه عذاب الهى را مشاهده مى‏كنند ميگويند: «آيا راهى به سوى بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!»

وَلىٌ‏


۱۵ - الأنعام : 51


وَ أَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يخَافُونَ أَن يحْشرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْس لَهُم مِّن دُونِهِ وَلىٌّ وَ لا شفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(51)


 و به وسيله آن (قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده! (روزى كه در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگارى پيشه كنند!


۱۶ - الأنعام : 70


وَ ذَرِ الَّذِينَ اتخَذُوا دِينهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا وَ ذَكرْ بِهِ أَن تُبْسلَ نَفْس بِمَا كَسبَت لَيْس لهََا مِن دُونِ اللَّهِ وَلىٌّ وَ لا شفِيعٌ وَ إِن تَعْدِلْ كلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنهَا أُولَئك الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسبُوا لَهُمْ شرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كانُوا يَكْفُرُونَ(70)


 و رها كن كسانى را كه آيين (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قيامت) جز خدا، نه ياورى دارند، و نه شفاعت‏كننده‏اى! و (چنين كسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد؛ آنها كسانى هستند كه گرفتار اعمالى شده‏اند كه خود انجام داده‏اند؛ نوشابه‏اى از آب سوزان براى آنهاست؛ و عذاب دردناكى بخاطر اينكه كفر مى‏ورزيدند (و آيات الهى را انكار) مى‏كردند.


۱۷- الإسراء : 111


وَ قُلِ الحَْمْدُ للَّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُن لَّهُ شرِيكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُن لَّهُ وَلىٌّ مِّنَ الذُّلّ‏ِ وَ كَبرْهُ تَكْبِيرَا(111)


 و بگو: «ستايش براى خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در حكومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستى براى اوست!» و او را بسيار بزرگ بشمار!


۱۸- فصلت : 34


وَ لا تَستَوِى الحَْسنَةُ وَ لا السيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ أَحْسنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَك وَ بَيْنَهُ عَدَوَةٌ كَأَنَّهُ وَلىٌّ حَمِيمٌ(34)


 هرگز نيكى و بدى يكسان نيست؛ بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! ( در اينجا " ولى " حكايت  از دوستى مى  باشد )

وَلِيًّا

۱۹- النساء : 45


وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائكُمْ وَ كَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفَى بِاللَّهِ نَصِيراً(45)


 خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ (ولى آنها زيانى به شما نمى‏رسانند.) و كافى است كه خدا ولىِّ  شما باشد؛ و كافى است كه خدا ياور شما باشد.


۲۰ - النساء : 75


وَ مَا لَكمْ لا تُقَتِلُونَ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُستَضعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدَنِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك وَلِيًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنك نَصِيراً(75)


 چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران)تضعيف شده‏اند، پيكار نمى‏كنيد؟! همان افراد (ستمديده‏اى) كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما!


۲۱- النساء : 89

 
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سوَاءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتى يهَاجِرُوا فى سبِيلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْث وَجَدتُّمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(89)


 آنان آرزو مى‏كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوى يكديگر باشيد. بنابر اين، از آنها دوستانى انتخاب نكنيد، مگر اينكه (توبه كنند، و) در راه خدا هجرت نمايند. هرگاه از اين كار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را يافتيد، اسير كنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياورى اختيار نكنيد!.


۲۲- النساء : 119


وَ لأُضِلَّنَّهُمْ وَ لأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكنَّ ءَاذَانَ الأَنْعَمِ وَ لاَمُرَنهُمْ فَلَيُغَيرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَن يَتَّخِذِ الشيْطنَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسرَاناً مُّبِيناً(119)


 و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولّىِ خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است.


۲۳ - النساء : 123


لَّيْس بِأَمَانِيِّكُمْ وَ لا أَمَانىّ‏ِ أَهْلِ الْكتَبِ مَن يَعْمَلْ سوءاً يجْزَ بِهِ وَ لا يجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(123)


 (فضيلت و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست؛ هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر داده مى‏شود؛ و كسى را جز خدا، ولّى و ياور خود نخواهد يافت.


۲۴- النساء : 173

فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُم مِّن فَضلِهِ وَ أَمَّا الَّذِينَ استَنكَفُوا وَ استَكْبرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ لا يجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(173)


 امّا آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور كامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را كه ابا كردند و تكبّر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد؛ و براى خود، غير از خدا، يار  و ياورى نخواهند يافت.


۲۵- الأنعام : 14


قُلْ أَ غَيرَ اللَّهِ أَتخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ يُطعِمُ وَ لا يُطعَمُ قُلْ إِنى أُمِرْت أَنْ أَكونَ أَوَّلَ مَنْ أَسلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشرِكِينَ(14)


 بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب كنم؟! (خدايى) كه آفريننده آسمانها و زمين است؛ اوست كه روزى مى‏دهد، و از كسى روزى نمى‏گيرد.» بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!»


۲۶- الكهف : 17


*وَ تَرَى الشمْس إِذَا طلَعَت تَّزَوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَات الْيَمِينِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضهُمْ ذَات الشمَالِ وَ هُمْ فى فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِك مِنْ ءَايَتِ اللَّهِ مَن يهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن يُضلِلْ فَلَن تجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِداً(17)


 و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مى‏ديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مى‏گردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند؛ اين از آيات خداست! هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست؛ و هر كس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت!


۲۷- مريم : 5


وَ إِنى خِفْت الْمَوَلىَ مِن وَرَاءِى وَ كانَتِ امْرَأَتى عَاقِراً فَهَب لى مِن لَّدُنك وَلِيًّا(5)


 و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است؛ تو از نزد خود  ولى (جانشينى)  به من ببخش...


۲۸- مريم : 45


يَأَبَتِ إِنى أَخَاف أَن يَمَسك عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشيْطنِ وَلِيًّا(45)
 پدرجان، من مى‏ترسم از جانب [خداى‏] رحمان عذابى به تو رسد و تو يار ( دوستدار ) شيطان باشى. »


۲۹ - الأحزاب : 17 


قُلْ مَن ذَا الَّذِى يَعْصِمُكم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سوءاً أَوْ أَرَادَ بِكمْ رَحْمَةً وَ لا يجِدُونَ لهَُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(17)


 بگو: «چه كسى مى‏تواند در برابر خدا از شما حمايت كند اگر او بخواهد براى شما بد بياورد يا بخواهد شما را رحمت كند؟ و غير از خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت. »


۳۰ - الأحزاب : 65


خَلِدِينَ فِيهَا أَبَداً لا يجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(65)


 جاودانه در آن مى‏مانند، نه يارى ( پشتيبان ) مى‏يابند و نه ياورى.


۳۱- الفتح : 22


وَ لَوْ قَتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبَرَ ثُمَّ لا يجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(22)


 و اگر كسانى كه كافر شدند، به جنگ با شما برخيزند، قطعاً پشت خواهند كرد، و ديگر يار و ياورى نخواهند يافت.

وَلىّ‏ِ 


۳۲-يوسف : 101


رَب قَدْ ءَاتَيْتَنى مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنى مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ أَنت وَلىّ‏ِ فى الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةِ تَوَفَّنى مُسلِماً وَ أَلْحِقْنى بِالصلِحِينَ(101)


 پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

 

  وَلِيُّنَا


۳۳ - الأعراف : 155


وَ اخْتَارَ مُوسى قَوْمَهُ سبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَب لَوْ شِئْت أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَ إِيَّىَ أَ تهْلِكُنَا بمَا فَعَلَ السفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِىَ إِلا فِتْنَتُك تُضِلُّ بهَا مَن تَشاءُ وَ تهْدِى مَن تَشاءُ أَنت وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ أَنت خَيرُ الْغَفِرِينَ(155)


 موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد؛ و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست؛ كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى؛ و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى!


۳۴ - سبأ : 41


قَالُوا سبْحَنَك أَنت وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكثرُهُم بهِم مُّؤْمِنُونَ(41)


 آنها مى‏گويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مائى، نه آنها؛ (آنها ما را پرستش نمى‏كردند) بلكه جنّ را پرستش مى‏نمودند؛ و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!»

 

ْ وَلِيُّهُ‏

۳۵ - بقره : ۲۸۲


يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى فَاكتُبُوهُ وَ لْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كاتِب بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْب كاتِبٌ أَن يَكْتُب كمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكتُب وَ لْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَس مِنْهُ شيْئاً فَإِن كانَ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ سفِيهاً أَوْ ضعِيفاً أَوْ لا يَستَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ استَشهِدُوا شهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَينِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضوْنَ مِنَ الشهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاتُ‏مَا فَتُذَكرَ إِحْدَاتُ‏مَا الأُخْرَى وَ لا يَأْب الشهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَ لا تَسئَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صغِيراً أَوْ كبِيراً إِلى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسط عِندَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشهَدَةِ وَ أَدْنى أَلا تَرْتَابُوا إِلا أَن تَكُونَ تِجَرَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكمْ فَلَيْس عَلَيْكمْ جُنَاحٌ أَلا تَكْتُبُوهَا وَ أَشهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَ لا يُضارَّ كاتِبٌ وَ لا شهِيدٌ وَ إِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسوقُ بِكمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكلّ‏ِ شىْ‏ءٍ عَلِيمٌ(282)


 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن -همان طور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند! پس بايد بنويسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد! و اگر كسى كه حق بر ذمه اوست، سفيه (يا از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر لال بودن،) توانايى بر املاكردن ندارد، بايد ولىّ او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! (و اين دو زن، بايد با هم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏كنند، خوددارى نمايند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه كوچك باشد يا بزرگ،ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد)! اين، در نزد خدا به عدالت نزديكتر، و براى شهادت مستقيم تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد؛ مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه بين خود، دست به دست مى‏كنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد. ولى هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‏كنيد، شاهد بگيريد! و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند)! و اگر چنين كنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‏ايد. از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد؛ خداوند به همه چيز داناست.

 

وَلِيُّهُمُ


۳۶- النحل : 63


تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسلْنَا إِلى أُمَمٍ مِّن قَبْلِك فَزَيَّنَ لهَُمُ الشيْطنُ أَعْمَلَهُمْ فَهُوَ وَلِيهُمُ الْيَوْمَ وَ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)
 به خدا سوگند،

 به سوى امتهاى پيش از تو پيامبرانى فرستاديم؛ امّا شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولىّ و سرپرستشان است؛ و مجازات دردناكى براى آنهاست!

وَلِيُّهُمْ


۳۷ - الأنعام : 127


*لهَُمْ دَارُ السلَمِ عِندَ رَبهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كانُوا يَعْمَلُونَ(127)


 براى آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولىّ ( و  ياور )  آنهاست بخاطر اعمال (نيكى) كه انجام مى‏دادند.


وَلِيهُمَا


۳۸- آل‏عمران : 122 


إِذْ هَمَّت طائفَتَانِ مِنكمْ أَن تَفْشلا وَ اللَّهُ وَلِيهُمَا وَ عَلى اللَّهِ فَلْيَتَوَكلِ الْمُؤْمِنُونَ(122)


 (و نيز به ياد آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند)؛ و افراد باايمان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند!

 

َّ وَلِيِّىَ‏


۳۹ - الأعراف : 196


إِنَّ وَلِيِّىَ اللَّهُ الَّذِى نَزَّلَ الْكِتَب وَ هُوَ يَتَوَلى الصلِحِينَ(196)
 ولى و سرپرست من، خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده؛ و او همه صالحان را سرپرستى مى‏كند.

و اما اينک :

وَلِيُّكُمُ‏

 
۴۰- المائدة : 55


إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَكِعُونَ(55)


 سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.

 از انجائيکه اين ايه مورد مناقشه شيعه و سنی می باشد ترجمه های انگليسی را بطور کامل از نظر می گذرانيم :

اينک ترجمه های انگليسی اين ايه را با هم می خوانيم .با توجه به کلمات کليدی مشخص شده ضمن اينکه براحتی می توان مذهب مترجمين را تشخيص داد :YUSUFALI: Your (real) friends are ( no less than) Allah, His Messenger, and the (fellowship of) believers,- those who establish regular prayers and regular charity, and they bow down humbly (in worship).
PICKTHAL: Your guardian can be only Allah; and His messenger and those who believe, who establish worship and pay the poordue, and bow down (in prayer).
SHAKIR: Only Allah is your Vali and His Messenger and those who believe, those who keep up prayers and pay the poor-rate while they bow

Dr. Irving: Your Patron is God [Alone] , as well as His messenger and those who believe-who keep up prayer, pay the welfare tax and bow their heads [in worship].

Dr. rashad khalifa: Your real allies are GOD and His messenger, and the believers who observe the Contact Prayers (Salat ), and give the obligatory charity(Zakat ), and they bow down.

Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
: Verily, your Walî (Protector or Helper) is Allâh, His Messenger, and the believers, - those who perform As-Salât (Iqâmat-as-Salât), and give Zakât, and they bow down (submit themselves with obedience to Allâh in prayer).

 معادل فارسی لغات :

real

راستين - حقيقی - واقعی - اصل

ally

پيوستن - متحد کردن - همپيمان - دوست - معين

allies

هم پيمانان - متفقين

توضيح ۱) به ترجمه های قبلی و نيز ترجمه اين ايه ی يوسفعلی و نيز رشاد خليفه توجه فرماييد . در تمامی ايات قبلی ترجمه « ولی » يکسان است و به اين ايه که رسيده اند از معادل ديگری بجای « ولی » استفاده کرده اند . چرا ؟

توضيح ۲ ) دکتر ( پرفسور ) رشاد خليفه کسی است که اعجاز عددی قران ( با کمک رايانه ) را مطرح کرد ( هرچند بعدها معلوم گرديد که بيشتر ارقام و اعداد ارائه شده توسط وی اشتباه و گاهی هم تحريف شده بود ) و در نهايت هم ادعای پيامبری کار دستش داد .

****************** 

با دقت دراين ايات  معانی مختلفی از « ولی » استنباط می شود :

۱ -   ولی ( سرپرست و سرور ) [۱-۲-۳-۹-۲۵ -۳۲-۳۳-۳۴-۳۵-۳۶-۳۹-۴۰ ]

۲- ولی و مرشد ( ولی و راهنما )[۱۴ - ۲۶]

۳ - ولی و شفيع ( ياور و شفاعت کننده )[۱۱-۱۵-۱۶]

۴ -   ولی و نصير ( يار و پشتيبان و حامی )[۴-۵-۶-۷-۱۰-۱۲-۱۳-۱۹-۲۰-۲۱-۲۲-۲۳-۲۴-۲۹-۳۰-۳۱ - ۳۷ - ۳۸]

۵ -   ولی ( دوستی  و دوست و يار و دوستدار - ولی در برابر عدو )[۱۸ - ۲۱- ۲۸ ]

۶ - ولی ( جانشين ؛ اولاد خواستن حضرت زکريا ! )  [۲۷]

اگر اين شش مورد را کنار هم بگذاريم ايا نمی توان استنباط کرد که :  « وَلِیّ »؛ سرور و سرپرست و راهنما ( امام ) و شفاعت کننده و يار و ياور و پشتيبان و حامی و دوست و دوستدار مومنان است .

 

* با اينکه اين مطالب کامل نيست ولی بنظر اين حقير با کمی دقت کاملا گوياست . منتظر نظرات شما هستيم .

 توضيح : در نوشتن اين مطالب از متون قرانی نرم افزارهای « نورالانوار ۲ » و نيز « پايگاههای قرانی » و « بينات » استفاده کرده ام .

 


 

و اما معنی « ولاء »  از شهيد مطهری ( اشنايی با قران ، ج ۳ ) :

معنى كلمه‏ « ولاء » كه‏ « ولايت ‏» و « تولى ‏» -كه به غلط تولى مى‏گوئيم-و « ولى ‏» و « مولا » و غيره همه از اين كلمه مشتق شده‏است‏ ؛ «اتصال و نزديكى» است.وقتى كه دو چيز يا دو شخص به‏يكديگر آنچنان نزديك باشند كه در ميان آنها فاصله‏اى وجود نداشته‏باشد،عرب اين را« توالى‏ »مى‏نامد;كما اينكه ما در اصطلاح فارسى‏كلمه‏«توالى‏»را در جايى به كار مى‏بريم كه دو چيز بلافاصله پشت‏سريكديگر باشند يعنى بينشان فاصله نباشد.

 

 التماس دعا : مسعود قلعه

لینک
۱۳۸٢/٩/٦ - مسعود قلعه